مي توان از اس.ام. اس ها علاوه براستفاده هاي پورنوگرافيك بهره هاي ديگري نيز برد، چندشب  قبل در حال  استراحت بودم كه باصداي زنگ پيامك موبايلم از خواب پريدم ، چند نفر از دوستان زحمت كشيده و  خبر پخش نشست روشنفكر و  رمان نويس برجسته ي كرد،  بختيار علي را كه در كشور آلمان پيرامون برخورد فرهنگ ها برگزار شده بودو  از يكي از كانال ها پخش مي شد ،  به من اطلاع دادند ،   سر آسيمه در پاي صحبت هاي بختيار علي نشستم اگرچه  چند دقيقه ا ي از سخنان او را از دست دادم و تا متوّجه موضوع مورد بحث اوشدم چند دقيقه اي طول كشيد؛  استنباط من از سخنان بختيار اين بود كه ..   

1)   فرهنگ ها مادامي كه زنده اند با هم برخورد دارند و در اين برخوردها ،  فرهنگ غالب قهراً همان فرهنگي است كه  حضور او در صحنه ي جدال بر اساس استراتژي هاي روشن و مشخص است و با فرهنگ هاي ديگر برخوردي تقابلي و تاكتيكي ندارد .

2)   بختيار علي به درستي  از عنوان « برخورد فرهنگ » ها استفاده كرد نه برخورد و يا گفتگوي تمدن ها و ايشان در جواب خبرنگار يكي از شبكه هاي ماهواره اي در مورد عنوان گفتگوي تمدن ها گفتند كه اين عنوان بيش تر امري غير واقعي و ايده آل است؛ چون  در جهان واقعي و نه آرماني برخورد فرهنگ ها  وتمدن ها- البته نه صرفاً به معني درگيري نظامي -  امري محتوم است و اين قول او به نحوي ياد آور اين سخن « توماس هابز » است كه مي گويند تا زماني كه در وجود آدمي سه عنصر « جاه طلبي ، بي اعتمادي و رقابت » باشد صلح و گفتگو بي معني است.  مي گويند كه در زبان آلماني ها براي صلح و مرگ يك واژه وجود دارد يعني صلح و مرگ برای آن ها یک بار ارزشی دارد  .  و مولانا چه زيبا اشاره می فر مایند که      «هست بي رنگي اصول رنگ ها         صلح ها باشد اصول جنگ ها »

3)   - در مورد بحث هويت و اينكه ما بايد با يك نوع هويت مشخص و تعريف شده اي در عرصه هاي جهاني حضور داشته باشيم و فرهنگ خود و ديگري را به درستي بشناسيم قطعاً حق با بختار علي است و او در چند نوشته ي ديگر خودنيز از لزوم مشخص نمودن « ديگري » ها سخن گفته است امّا به نظرم ديدگاه ايشان در مورد دين كمي جاي تأمل دارد . ايشان هويت كردي را مستقل از اسلام مدّ نظر دارد و در يكي از نوشته هاي خود – و نه در اين نشست – تأكيد مي كند كه « اسلام ديني است در ميان كردها نه ديني براي آن ها» آيا  به راستي مي توان هويت كردي را جداي از دين تعريف كرد و مثلاًصلاح الدين ها  و سهروردي و شهرزوري و ... را از مواريث فرهنگ كردي خود به حساب نياورد ؟ درست است كه در زمان اين بزرگان به علت باور داشتن به تشكيل امت واحده چندان دغدغه هاي قومي و ملي گرايي وجود نداشت امّابه نظر نمي رسد حذف و انكار هويت اسلامي  – كردي امثال اين افراد چندان  به نفع هويت امروزي ما باشد .  

4)   بختيار علي تصريح كردند كه در عرصه هاي جهاني و در عصر جهاني شدن،  ورود ما  در بازارها و ميادين فكري ، نظري و... بايد طبق يك نوع استراتژي و برنامه ي مشخّص باشد و قهراً بايد در اين ميادين كالاهاي قابل عرضه اي نيز جهت ارائه داشته باشيم و در تمام عرصه ها مصرف كننده ي صرف محصولات فكري ، فرهنگي و اقتصادي آن ها نباشيم .

5)   بختيار علي به درستي اشاره كردند كه ما كردها از حيت سياسي وفرهنگي به نوعي از فقر تئوريك رنج مي بريم چنانكه به تعبير ايشان پس از چند سده مبارزه ي نظامي و سياسي ما  براي احقاق حقوق خود هنوز كتاب و مكتب سياسي محكم و متقن و قابل ارجاعي نداريم كه در دعواها ي خود به آن ها  ارجاع و استناد كنيم .

غبدالله لطیف پور