گپی خودمانی! با ماجد لحمی مسئول سایت 'کوردهوان'
کاک ماجد از خودتان برایمان بگوئید:
قبل از معرفی مراتب سپاس و تشکر خود را نسبت به تمام دوستان دست اندر کار سایت
زیبای چلچهمه ابراز میدارم در ضمن قرائن دال بر این
است سایت چلچهمه با استقبال هم شهریهای داخل و خارج مواجه شده و این را باید به
فال نیک گرفت ، و باعث دل گرمی است .
و اما من یکی از دست اندر کاران سایت' کوردوان'هستم و دیگر دوستانی هستند که با
کوردوان همکاری دارند و حق این بود اسمی از آنها هم برده میشد .
در مورد خود من بله با افتخار کامل در سقز محله 'سرپچه' به دنیا آمدهام ،البته
زمان کودکی را در سنندج سپری کردهام ، و از کلاس چهارم ببعد در سقز بودهام، برای
همین هم نسبت به این دو شهر احساس یگانهای دارم .
چرا 'کوردهوان'؟ با چه هدفی؟
خوب برای اینکه کوردم ، نمی توانستم اسم غیر کورد انتخاب کنم ، ما به اندازه
کافی اسمهای زیبا داریم ،در ضمن میخواستیم در شبکه انترنت با لیست سایتهای کوردی
جستجو ( search) شویم به همین سادگی . و اما در مورد هدف، بارو کن آقا هدفی
نداشتم جز عشق کوردستان، آرزویم این است همچنان با سایر کوردهای دنیا ، بخصوص در
داخل ارتباط داشته باشیم در ضمن کوردوان تروینی برای همه کوردها باشد،اینکه
میگویم کوردها منظور مرز بندی نیست همچنان که ما سایتمان کوردی_فارسی است، در
جواب یکی از دوستان که اصرار میکرد، بلاخره چی هدف شما چیست، گفتم آقا این همه
کاربی هدف روزانه داره انجام میشه اجازه بده یکی هم ما انجام بدیم . در ثانی
مگر کار بی هدف کار نیست ؟.
سایتتان به دو زبان کردی و فارسی است و این در حالی است که با وجودتسلط نسبتا خوبی!
که در فارسی دارید،براحتی میتوان از کوردی نوشتنتان ایراد گرفت. چرا کردی
مینویسید؟
اینکه میفرمایید فارسی خوب مینویسی نظر لطف شماست ، و یا شاید میخواهید تعارف
کنید ، نه خیر فارسی من بدتر از کوردیام است ، بقو ل مش قا سم دروغ چرا تا قبر
آ،آ....دلیل کوردی نوشتنم با همه دست و پا شکستهاش این که آخه برادر من، من کوردم
به خدا کوردی هم زبانی است ، از تو میپرسم تا حالا با غیر از زبان مادریات ؛
شکایت کردهای ، مثلا در زمان ترس گفتهای؟ ' آی بابا جون' یا ' ئای باو که
گهیان' ، خو ب کوردی من هم در حد نالیدن است ، ناله جدایی ، در این جور حالتها
امکان اشتباه زیاد است ، هدف من اثبات قضیهای نیست ، نجوایی است با دوستان ،
بازگویی است از گذشتههای دور ، و این بیشتر جنبه شخصی دارد ، هیچ پیش آمده
بادوستصمیمیات فارسی حرف زده باشی ؟اگر پیش آمده چی جواب گرفتهای غیر از
اینکه 'لاوه ههتیو مهگهر ئیره کهڵاسه، جهمهی کهرو'!.
تازه این حالت خوب آن است من دوستی داشتم که اگر چنین چیزی پیش میآمدکلی بارمان
میکرد ، حالا جناب محسن خان میخواهی دو باره بارمان کنی من که حوصلهبار اضافی
ندارم .
اما من فکر میکنم نباید زیاد سخت گرفت ، غرضي در کار نیست ، دوستانی که نظری
دارند و یا اینکه بهتر مینوسند خوب بنویسند ، ما هم یاد میگیریم . یادش بخیر
معلمی داشتیم همواره و همیشه لحن سرزنش و ملامت داشت ، درست ما قابل سرزنش بودیم
هنوز هم هستیم ، اما بالاخرهچی ،چاره چیست ، هم کلاسی شوخی داشتیم همیشه در
جواب چاره میگفت '' چکمه '' حالا که فکر میکنم همه چکمه بودیم. هم آقا معلم هم ما
سرنوشت ما را چیز دیگری رقم زد که هرگز در مخیله کوچک معلم و مخیله کوچکتر ما دانش
آموزان پی پناه نمیگنجید ، هنوز گیج آن ضربههایم که مستقیم بر فرقمان فرود آمد و
ندانستیم از کی و کجا بود، پس بیا هم دیگر را یاری دهیم ،گذشتههای مشترکمان را
بیاد بیاوریم ،با هم تماس داشته باشیم ، اختلافها را ببینیم و تحمل کنیم ، از ضربات
آتی جلوگیری کنیم، گر چه مطمئنا ضربهها ی کاریتری لازم است تا بخود آئیم ،
ببخشید مثل اینکه ترمز بریدیم داریم نصیحت میکنیم.
در "کوردهوان" عکس،شعر و طنز دارید، خودتان به کدام یک
بیشتر علاقه دارید؟.
راستش را بخواهی به کوردهوان علاقه دارم ، از طریق کوردهوان با بسیاری از دوستان
و هم شهریهایم تماس دارم این مهم است ، هدف آسمان را به زمین رساندن نیست ، همان
طور قبلا هم گفتم اصلا هدفی در کار نیست ، من سعی کردم ادای یک مجله کامل را در
بیاورم . یک مجله مخاطبان متنوعی میتواند دا شته باشد ، با سلیقهها ی مختلف ،
کسی که مجلهای با هر دیدی دست میگیرد باید در لای صفحات آن چیزی برای خواندن
پیدا کند ، از داستان گرفته تا جدول ،از شعر تا سیاست البته در مورد سیاست هر چی
گفتیم فردا خلاف آن ثابت شد ، در مورد عکس و طنز میتوانی اشتبا ه کنی و به کسی
بر نخورد اما بقول معروف سیاست پدر مادر نداره تازه برای ما بی پدر مادرتر است ،
آن دیوار کوتاهی که ما داریم .........
آینده "کوردهوان" را چه پیشبینی میکنید؟
شوخی میفرمائی، ما سرنوشت خود را هم پیش بینی نمیکنیم ، درضمن قبلا برائت خود
رااز سیاست اعلام کردیم ، یک سیاست مدار پیش بینی میکند ، ما رو چه به پیش بینی
، اما میتوان امیدوار بود ، امید اینکه روزی برسد شهرمان چلچهمه ها و شارنیوز
های بسیارتری داشته باشد.آنگاه اگر جائی ماند کوردهوان هم .
با تشکر، حرف آخر؟
شاعر معاصر هلندی '' رمکو کمپرت '' میگو ید :
هر کلمه ای که نوشته شود
ضربه ای است به دنیای کهنه
به امید آنروز وبا تشکر ازتو و چلچهمه عزیز