گفتگو با  امجد علیمرادی بنیان‌گذار تئاتر سقز

با سلام و تشکر فراوان از دعوتمان، لطفا از خودتان برایمان بگوئید:
من امجد علیمرادی متولد سال 1333محله سرقبران (ناوقلا)ی سقزكه تحصیلات ابتدایی ومتوسطه رادردبستان ودبیرستان شاهپور سقز بپایان رسانده وجهت تحصیل درموسسه عالی آموزش ارتباطات راهی تهران شده وپس ازدوسال تحصیل دراین دانشكده بعنوان تكنسین درشركت مخابرات استخدام ومدت هشت سال را درادارات مخابرات كردستان مشغول كارونهایتاً بدلیل فعالیتهای سیاسی بارای هیئت پاكسازی ازكار بیكارشدم .

فعالیت‌های هنری را از کی شروع کردید؟
فعالیت های هنری ام رادرزمینه تئاتر بابازی درنمایشهای دبیرستانی وازسال 1347 زیرنظر آقای فایق آدمی شروع كرده وازآنجا كه استعداد فراوانی ازخودنشان دادم بعنوان بازیگر ثابت نمایشهایی كه بمناسبتهای مختلف روی صحنه می رفت علیرغم اینكه آموزشی دراین زمینه ندیده بودم همواره مطرح ودرمسابقات مختلف هنری آن سالها توانستم دوباربه عنوان بازیگر منتخب دانش آموزی استان كردستان دراردوی هنری رامسر حضور پیداكنم .

 آموزش بازیگری‌را کجا دیدید؟
سال 1350كه جهت تحصیل درموسسه عالی آموزش ارتباطات ناچار به اقامتی دوساله درتهران شدم فرصت رابرای خود غنیمت دانسته وباشركت دركلاسهای مختلف بازیگری و دیدن نمایشهای اجرایی توسط هنرمندان بزرگ تئاتر ایران تلاش درافزودن هرچه بیشتربردانسته های تئاتریم كرده ودراین مدت توانستم ازمحضر اساتیدی چون مرحوم بیژن مفید ، مرحوم محمود جوهری ، استاد ركن الدین خسروی ، استاد ایرج زهری استفاده كرده وسال 1353دربازگشت به سقز نخستین گروه مستقل تئاتری شهر سقز را دراداره فرهنگ وهنر وقت تشكیل دادم درآن زمان شاهرخ معینی كه كارشناس وتحصیلكرده تئاتر بود به عنوان نماینده اداره فرهنگ وهنر عهده دارمسئولیت این اداره گردید وبعداً نیز رئیس آن شد .

شما پایه‌گذار اولین گروه تئاتر سقز بودید. اولین کارهایتان چی بودند؟

اعضای اولین گروه تئاترسقز علاوه برخود بنده آقایان محسن خرسندی ، صدیق خسروی ، خلیل میرزایی ،خالد خاكی بودند وبرای نخستین بار درتاریخ تئاتر سقز نمایشنامه ای مستقل بنام جان نثار نوشته مرحوم بیژن مفید را كه خود ایشان ودرزمان فعالیتم دركارگاه نمایش تهران دراختیارم گذاشته بود روی صحنه بردیم این نمایش درهمان شب اول اجراازسوی ساواك توقیف شد ودرشرایطی كه اعلام چهار شب اجرا كرده بودیم اجرایش دریك شب بپایان رسید . بااعضای گروه بیكارننشستیم ونمایشی روحوضی بنام قضا وقدررا دردست گرفته ضمن اجرا درسالن شهرداری سقز درروستاهای میرده و سرا ودرمیدانچه این دوروستاهم آنرااجراكردیم . سال 1354عازم خدمت سربازی شدم ومدت دوسال را دركرمانشاه بعنوان درجه دار وظیفه مشغول خدمت بودم واین دوسال عملاً نتوانستم فعالیت چندانی داشته باشم لاكن دربازگشت به سقز بلافاصله گروه رامجدداً جمع كرده ودرشرایطی كه اعضای آن تجربه بیشتری نسبت به گذشته پیداكرده بودند وبااستفاده ازفضای باز سیاسی ایجاد شده نمایش جان نثاررا كه قبلاً توقیف شده بود با همان بازیگران قبلی یعنی خرسندی ، خاكی ومن ودوبازیگری كه تغییر كرده بودند یعنی آقای فریدون انصاری بجای صدیق خسروی وجعفرجعفردوست بجای خلیل میرزایی ونیز حضورآقای اسماعیل پاشایی عضو جدید بعنوان مدیر صحنه ومسئول تداركات ونورو... وبا كارگردانی حقیردردست گرفته واین بار بسیاركامل تر ازقبل ودرجریان شركت درجشنواره مبادله گروههای تئاتری جشنهای فرهنگ وهنر جهت اجرا درشهرهای سنندج ، مریوان ، بانه ونیز زنجان ، قزوین ، فومن ، بندر انزلی ، رشت ، آستارا ،هشتپر ،تبریز وآذر شهر راهی این شهرستانها شده واجراهایی بسیار موفق داشتیم ودربازگشت بمدت 8شب نیز درسالن شهرداری سقز این نمایش روی صحنه رفت . یاد آور می گردد حضور سهراب اعزاز كارشناس تئاتر سقز بعنوان سرپرست وهم آهنگ كننده تاثیر فراوانی دربالا رفتن كیفیت اجرای جان نثار داشت .

چه‌نمایش‌هایی را پس از تاسیس مرکز تئاتر سقز اجرا کردید؟

 پس ازاجراهای جان نثار مركز تئاتر سقز راراه اندازی كردیم و بااجاره ساختمانی دربلوار انقلاب توانستیم مركزی مستقل برای تئاتر ایجاد نمائیم ودرهمین مركز بود كه كارتمرین برروی نمایش شهید دوم نوشته آقای عمر فاروقی را باكارگردانی سهراب اعزاز آغاز و پس ازدوماه تمرین مداوم و با شركت بنده ، اسماعیل پاشایی ، جعفر دوست ، خالد خاكی ، ابراهیم ویسیان وحدود بیست نفر ازهنرجویان دانشسرای تربیت معلم وبا بهره گیری ازدكوری كاملاً رئالیستی وبرای نخستین بار چهار پروژكتور نورپردازی ویك پروژكتورنورموضعی بمدت پنج شب درسالن شهرداری اجراشد . این نمایش جهت شركت درسومین جشنواره تئاتر شهرستانها كه تنها جشنواره ی سراسری ایران ودرآن گروههای منتخب شهرستانها كه تحت شرایطی بسیار مشكل انتخاب می شدند ، معرفی ودرمرحله اول بعنوان یكی از24گروه منتخب ایران پذیرفته شد . ازتهران هیئتی به سرپرستی آقای محمد علی كشاورز جهت بازبینی اجرای آن به سقز اعزام شدند این هیئت پس ازدیدن نمایش علیرغم تاییداجرای قوی آن مع الوصف بدلایل سیاسی ازانتخاب نمایش خودداری كرده لاكن ازتمامی اعضاء برای حضور درجشنواره دعوت كردند ونهایتاً نمایش سفرسبزدرسبز نوشته ی آقای بهروز قریب پور را كه آن هم به كارگردانی سهراب اعزاز وتوسط بازیگران تئاتر سنندج آماده شده بود جهت اجرادرتهران پذیرفتند . بنده وآقایان عمرفاروقی(نویسنده) ، اسماعیل پاشایی وفریدون انصاری دوتن ازبازیگران نمایش شهید دوم 13روز را مهمان جشنوار بودیم وتوانستیم بعنوان نخستین شركت كنندگان درتاریخ تئاتر سقز دریك جشنواره تئاتری حضور پیداكنیم كه براستی این حضور تاثیر فراونی دربالارفتن دانش تئاتری ما داشت دوصد چندان بركیفیت كارهای ماافزود . دراین جشنواره بود كه برای نخستین بارجلسات نقد وبررسی كارهای اجراشده رادیدیم وبا نقد ونقادی آشناشدیم وبعدها همین شیوه را درسقز پیاده كردیم ونخستین بار وپس ازاجرای شهیددوم جلسه نقد وبررسی نمایش درسقز برگزارشد وبراستی كه درست گفته اند پایان هرنمایش ، شروع آن نمایش است . اعزاز ازسقز رفت وراهی آلمان شد اماتاثیرش رادركوتاه مدتی كه درسقز بود نمی توان برتئاتر سقز انكاركرد . پس ازرفتن اعزاز گروه تئاتر سقز دیگرراه افتاده بود ومی توانست بقول معروف گلیمش راازآب بیرون بكشد چراكه هم تجارب لازم راپیداكرده بودیم وهم مكانش راداشتیم وهم رفته رفته بادانش كار بیش ازپیش آشناتر می شدیم .

 دربحبوبه وقایع سال های 1358 و1359 ودرشرایطی كه فضایی كاملاً سیاسی برمنطقه حاكم بود وگروههای مختلف سیاسی شدیدآ مشغول فعالیت بودند . بچه های تئاتر هم كارخودشان رامی كردند وباآماده سازی نمایشهای درحضورباد نوشته ی بهرام بیضایی بابازی خالدخاكی،فریدون انصاری،خلیل میرزایی،اسیر نوشته ی اینجانب ، چشم دربرابرچشم نوشته دكتر غلامحسین ساعدی (تماماً باكارگردانی بنده) ونیز دعوت ازگروه تئاتر مهاباد جهت اجرای نمایش استثنا وقاعده نوشته برتولد برشت وبه كارگردانی آتش تقی پوركه همه این نمایشها درسالن دبیرستان سعدی اجراگردید ، همچنان فعالانه كارش راادامه می داد . علاوه بربازیگرانی كه اسامیشان آمد ، نسرین علیمرادی ،مرحوم بهروز علیمرادی ،ماجد لحمی ، طه بنی هاشمی ودیگربازیگران واعضای گروه بودند. اجرای نمایش آسید كاظم درسال 1359وبمدت سه شب درسالن شهرداری به بازیگری وكارگردانی بنده ونیزبازی آقایان فریدون انصاری، جمشید یغموری ،احمد صالحی ، رحیم ورحمان احمدی، ابراهیم ویسیان، ارسلان مسروری،جعفرروشنفكر، وفااحمد پناه وهمكاری فنی اسماعیل پاشایی حاصل كارگروه سقزدرمركزتئاتر بود . سالها بعد ودرسومین جشنواره تئاتر زندانهای كشور ودرسنندج این نمایش راباتركیبی جدید ازبازیگران وعوامل اجرایی یعنی آقایان صلاح الدین محمدی، محمد زارع زاده ، حسن عدنانی، خودم ، پیمان ژیانی، داریوش رفعتی، علاالدین نباتی،انورمرادی،علی طوفانی،محمدصالح اسماعیلی ،فرید نجفی و... روی صحنه بردم كه جایزه بهترین كارگردانی رانصیب بنده وبهترین بازیگری رابرای كاك صلاح محمدی وحسن عدنانی بدنبال داشت كه پس ازاجرادرسنندج درسالن مجتمع فرهنگی سقز تیز اجراشد . ازنكات جالب دربه اجراكشیدن این نمایش این بود كه كارگردانی آنرا بنده كه یك زندانی بودم بعهده داشتم وسایر بازیگران همه افرادی آزاد وخارج اززندان بودند ومدت دوماه راهرشب به زندان مركزی سقز می آمدند وتمرینات رازیرنظر بنده انجام میدادند . البته نفش دوست عزیزم صلاح محمدی را درهمراهی خویش وبه انجام رساندن آن نمی توان نادیده گرفت چراكه تمامی هماهنگی های لازم وهدایت افراد درخارج اززندان توسط ایشان انجام می گرفت .


سال 1364 نمایش مقصر كیه راكارگردانی وبازی كردم . مقصركیه نوشته صادق عاشور پور(همدانی)بودكه بابازنویسی من وهمكاری آقایان احمد صالحی ، حمید وثوقی ، برادرم مرحوم رضا علیمرادی، حسن ذبیحی،سعید صالحیان و... بمدت شش روزوگاهاً سه اجرادریك روزدرسالن سینما استقلال وجمعاً 11اجرا روی صحنه رفت .درج خبراجرای نمایش مفصركیه درمطبوعات اعتراض صادق عاشورپور«نویسنده اولیه نمایش»رابدنبال داشت كه بنده ناچاربه پاسخگویی ورفع ابهام شدم ونهایتاً باعث دوستی ما باهمدیگرشد .
پس از تشكیل انجمنهای نمایش كه بنده هم به عنوان عضو هیئت امنا درنخستین دوره آن انتخاب شدم اجرای نمایش های پهلوان كچل نوشته استاد علی نصیریان وبازی وكارگردانی بنده ونیز دیگر بازیگرانی چون صلاح الدین محمدی ، خودم ، دخترم( هاناعلیمرادی)،احمد صالحی، اسماعیل پاشایی ،حسن وشهریارعدنانی،حامدكریمی ، شهرام رضازاده ، حسین حسن زاده و...راداشتیم كه این نمایش بمدت شش شب درسالن شهرداری سقز و سپس بعنوان نمایش افتتاحیه جشنواره تئاتر استانی درسنندج اجرا وشدیدآ مورد توجه قرارگرفت . اجرای نمایش اسب سفید نوشته محسن خسروی كه آقای حسین مولایی آن رابه كردی ترجمه نمودند به كارگردانی بنده وبازی صلاح الدین محمدی،اسماعیل پاشایی،محمدزارع زاده ،رضادباغی ،منصورمسعود وبمدت شش شب درسالن شهرداری كه مدتها تعطیل شده بود باعث رونق وجان گرفتن مجدد این سالن شد .درجریان بمباران حلبچه وآواره شدن بسیاری ازمردم كردستان عراق وآمدنشان به ایران نمایش روحوضی خواستگاری رابابازی صلاح محمدی،منصورفیروزی،خودم،اسماعیل پاشایی،احمدصالحی و... نوشته وكارگردانی كردم ودرطی چهارشب اجرا توانستیم عواید حاصل ازفروش بلیط را بعنوان بخشی ناچیز ازكمكهای هنرمندان سقزی به آوارگان تقدیم كنیم .
با كمك سایر اعضاء جشنواره تئاتر كردی ونیز جشنواره تئاتر سقز راپایه گذاری كردیم . جشنواره تئاتركردی توانست درطی شش دوره برگزاری اش درسقز تاثیر بسزایی درهرچه بیشتر جذب مردم خصوصاً جوانان بسوی تئاتر داشته باشد وگروههایی ازتمامی مناطق كردنشین ایران وحتی عراق درآن حضوری چشمگیر داشتند .وجشنواره تئاتر سقز بعنوان نخستین جشنواره داخلی نام سقز را درهنر تئاتر كشور بدلیل پایه گذاری دوجشنواره تئاتری ثبت نمود (جشنواره تئاتر كردی وجشنواره تئاتر سقز)در نخستین جشنواره تئاتر سقز باكارگردانی نمایش چهارصندوق نوشته استاد بهرام بیضایی به جشنواره تئاتر استانی راه پیداكردیم .دراین جشنواره دو تن ازبازیگران نمایش موفق به دریافت جوایز بازیگری گردیدند .( آقایان حسن عدنانی وامجد ماهیدری ) ونیز جایزه كارگردانی نصیب بنده شد وچهارصندوق آخرین كارمن درزمینه كارگردانی تئاتربود وپس ازآن عملاً وتااین تاریخ كارجدیدی راانجام نداده ام وتنها دوبار بعنوان بازیگر دردونمایش به كارگردانی آقای صلاح محمدی بنامهای « ژان» و«كوری قوربانی كردنی سنمار» حضور داشته ام كه دومی بصورت نمایشنامه خوانی اجراشد.

با سپاس فراوان که به چل‌چه‌مه  امکان این گفتگو را دادید.
با تشکر از شما . البته آنچه كه شرحش رفت تمام آنی نیست كه بنده درزمینه تئاتر انجام داده ام وبسیاری رابدلیل فراموشی وگذر ایام شاید ازقلم انداخته باشم . لاكن لازم است به این نكته اشاره كنم كه حقیر میتوانم به جرات خودم راپایه گذار تئاتر درسقز بدانم چراكه ، نخستین گروه تئاتری راتشكیل دادم ، نخستین تئاتر مستقل رااجراكردم ، نخستین سقزی بودم كه همراه باگروهش درجشنواره ای حضور پیداكرد و... اما تلاش ادامه دهندگان ونسلی كه پس ازحقیر به كارپرداخت باعث رشد وپویایی این هنر درسقز شد ، كه دست همه شان رامی بوسم .