علي عابدي متولد1348، از هنرمندان عرصه موسيقي
درشهرستان سقز مي باشد كه فعاليت هنري را از سال 1363با شعر آغاز نمود. درسال
1365باآشنا شدن با استاد رشيدفيض نژادبه موسيقي روي آورده وكار خود را در زمينه
موسيقي (آهنگسازي) ادامه داده است در مدت زمان اندكي وبدون استاد توانست آهنگ هايي
را تنظيم وعرضه كند كه سرآغاز ترقي وادامه كار ايشان بوده است . در ادامه فعاليت
وبراي يادگيري بيشترساز ويلون به تهران رفته ونزد استاد مجتبي ميرزاده آموزش ديده
واز تجربيات ايشان بهره گرفته اند .
ايشان كه از سال 68تا 70 رئيس انجمن موسيقي سردشت بوده وسرپرست وآهنگساز گروه هاي
موسيقي سروه ونه كه روز در سقز بوده اند حدود 18 سال است مشغول تدريس در شهرستانهاي
بانه ، سردشت وسقز بوده وهم اكنون نيز همچنان مشغول آموزش مي باشند.
تا كنون اثرهاي زيادي را به صورت كاست وسي دي ارائه داده وبراي خوانندگان كُردي چون
تارا رسول ،دلنيا ، عادل عزيز، اميد مصطفي ، رئوف عثمان ، كامران عمر ، هيدي عمر ،
محمدفيضي ، جليل يوسفي ، محمد گوماني ، نائب منبري ، حسين دانايي ، و.... آهنگسازي
كرده ودر جشنواره هاي كردي وبرنامه هاي دانشگاههاي ايران وكردستان عراق به اجراي
برنامه پرداخته است وكتاب هاي (به ته نيا جيم مه هيلن) كه قسمتي از آهنگ هاوآوازهاي
خودشان بوده را در سال2003ميلادي و( له دلمايه ) كه زندگي وآثار رشيد فيض نژاد است
را در سال 2006 ميلادي به چاپ رسانده است.

لطفادرمورد تاريخ موسيقي كردي توضيح دهيد آيا مي توان
تاريخ مشخصي براي آن درنظرگرفت؟
نه نمي توانيم تاريخ دقيقي براي آغاز موسيقي كردي در نظر بگيريم ولي با رجوع
به منابع به جا مانده ازدوران زرتشت مي توان گفت كه (هوره) هاي مناطق اورامان
وكرمانشاه باز مانده نيايش هاي دوران زرتشت است . شعر وهوره هم بسيار ساده است به
طوريكه صداي آن از يك يا دو نت بالاتر نمي رود وبا توجه به اينكه كه نخستين موزيك
بشر از يك صدا به وجود آمده پس هوره راهم مي توان جزء اولين موسيقي ها به حساب آورد
.
ما موسيقي بسيار داشتيم مثلاموسيقي (كار ، نيايش، دفن مرده ،جشن، شادي و.....) ولي
با رو به زوال گذاشتن زرتشت وآمدن فرهنگ بيگانگان بر زبان و فولكلور ملت ما تاثير
بسزايي نهاده و به مرور زمان هوره جاي خود را به ( به يت ) داده است . هر به يت يك
داستان است كه از لحاظ ساختاري نسبت به هوره مدرن تر ووسعت صداها را از يك نت به دو
وسه وحتي چهار نت مي رساند . فضاي آن وسيع تر و با دستگاههاي متنوعي مي توان آن
رااجرا كرد مثلا به يت (خه ج وسيامه ند) دستگاه اصفهان ،(گه لو) گوشه بيات ترك ،
(سواره وبوكه خان ) در دستگاه شور .
به يت مدت زمان طولاني ادامه داشته وبعد از آن (حه يران) به وجود آمده وپس از آن
مقامات كه بدون ريتم است ودر فارسي به آن آواز مي گويند . بعد از مقامات آهنگ هاي
ريتميك هستند كه به چند دسته تقسيم مي شوند 1- مذهبي 2- جشن وشادي 3- كار(مزرعه
داري ، كاشت و برداشت و.....) 4- كارهاي روزمره زنان در روستاكه با آمدن اسلام كم
كم كمرنگ وشعرهاي آن نيز تغيير كردند پس هوره ، به يت ، حه يران ، مقامات و آهنگ
هاي ريتميك موسيقي كردي هستند.اين دسته بندي كلي از تاريخ موسيقي كردي است كه تا به
امروز به دست ما رسيده وبا اين فاكتورها مي توان گفت كه تاريخ آن به 6000 هزار سال
مي رسد .
موسيقي كردي داراي موزيك بي كلام نيز بوده است؟
موسيقي بي كلام نيز داشته ايم مانند ( چه مه ر چوپي وهه لپه ريكي شه لان ).
ولي در كل اگر موسيقي صد سال اخير را بررسي كنيم مي توانيم از(سواروي به ر بوك )و
(پاييزه له من) كه از موزيك هاي بدون كلام وداراي ريتمي آرام است نام ببريم .يكي
ديگراز موزيك هاي بي كلام (زه رده ي مه ليچه ك) كه همانطور كه از نام آن پيداست
موزيكي كاملا كردي ومتعلق به تاريخ موسيقي كردي نيز مي باشد .ولي در كل ماموسيقي با
كلام بيشتري داشته ايم تا بي كلام . البته ناگفته نماند كه بسياري از موزيك هاي
بدون كلام ما از بين رفته است.
موسيقي كردي داراي سبك بوده ودر كل مي توان موسيقي
كردي را در چارچوب سبك خاصي قرار داد؟
در مورد تاريخ گذشته موسيقي نمي توانيم اسم سبك خاصي را روي آن بگذاريم هر
چندكه من معتقدم صاحب سبك است امااگر آن را به شيوه ي علمي مورد بررسي قرار دهيم
موسيقي ما ، موسيقي سنتي است كه عبارتند از 1- جشن وشادي 2- نيايش 3- مذهبي 4- كارو
به يت وحه يران كه هر كدام مي توانند داراي سبكي مستقل باشند چون كاملابا هم متفاوت
وهر كدام دنياي مستقلي دارند ولي در كل به معناي مدرن داراي سبك نيستيم
در كل حدود 100 سال است كه سبك واردموزيك ما شده وقبلا موزيك ما كاملا سنتي بوده
مثلا در گذشته مي بينيم كه در روستاها وسيله فقط كف زدن و(شمشال) يعني ني بوده و
بعدا با وارد شدن در دنياي مدرن از (ده هول) ياسورنا استفاده مي كردند. اين نهايت
مدرن بودن موزيك ما بوده ولي با به ميدان آمدن كساني چون عارف جزيري ،عايشه شان
موسيقي متفاوت از گذشته پديد آمد كه به نظر من در دوران خود موزيكي مدرن بوده وبعد
ازآنها نيز سيد علي اصغر كردستاني را مي توانيم نام ببريم كه از آن شيوه گذشته
فاصله گرفته ودر اجراي موزيك از دستگاههايي چون گوشه افشاري اصفهاني ،شور،تار، ضرب
وكمانچه استفاده كرده ودر اين دوران است كه شيوه هاي جديد وارد موسيقي كردي مي شوند
واين ادامه پيدامي كند تا دوران هنرمند حسن زيرك كه شاهد تحول عظيم وتازه اي در
موسيقي كردي شديم وبعد از آن هنرمند قادر ديلان كه توانست موسيقي مدرن اروپا را
وارد موسيقي كردي نموده هر چند كه در آن دوران جامعه ما شايد پذيراي آن نبوده باشد
ودقيقا در اين جا نيز مي توان گفت كه جاز مونيك واردموزيك كرد شده است . پس درست
است اگر بگوييم كه از نود تا صد سال پيش است كه دوران مدرن موسيقي كردي آغاز شده
است البته موسيقي ما هويت ملودي خود را هم چنان حفظ كرده و كاملا غربي نشده وتا
جايي كه من اطلاع دارم ديگر بيش از اين موسيقي مدرن نداريم البته نبايد شرايط
جغرافيايي ، اقليمي وروش زندگي كردن كرد را نيز ناديده گرفت همانطور كه مي دانيم
كرد هميشه به صورت عشيره اي وطايفه اي زندگي كرده وهر بخش نيز داراي شيوه ي خاص خود
بوده وهنوز هم به معناي واقعي شهرنشيني ومدرنيته نرسيده است.
مدرن از نظر ما مدرن است يا از نظراروپايي ها نيز چنين
است ودر كل مي توان مقايسه اي بين اين دو انجام داد؟
نه ، به نظر من بايد قبل از هر چيز معناي مدرن را بدانيم ، به نظر من مدرن
بودن استفاده از گيتار وكيبردوساكسيفون نيست .مدرن به معناي واقعي يعني موزيك چند
صدايي كه عبارت است از سازهاي متفاوت در ساختن يك آهنگ كه در كل يك مجموعه منظم را
بوجود مي آورد براي مثال هنرمند حسن زيرك كه از آلات موسيقي تار ، كلارنيت، ويلون
،سنتور وضرب استفاده كرده وكاملا هم داراي موزيكي مدرن وهارمونيزه شده است .
آيا مي توان آن را با موسيقي غربي مقايسه كرد و هم سطح
آن قرار داد؟
اگر موزيك خود را درسطح جهاني مقايسه كنيم فرق مي كند واگر در موردموسيقي
كردي بحث كنيم جريان ديگري است . ببينيد موزيك جهاني ، موزيك داراي ربع پرده راقبول
ندارد وموزيك شرقي علاوه بر اينكه داراي پرده ونيم پرده بوده داراي ربع پرده نيز
هست واگر ما بخواهيم موسيقي با معيارهاي جهان داشته باشيم ومثلادريك جشنواره بين
اللملي نقشي ايفا كنيم بايد يك اركسترسمفونيك خبره راه بيندازيم كه به هيچ وجه از
ربع پرده استفاده نكنند وفكر كنم چنين جرياني نيز كم كم در حال شكل گيري است .كساني
همچون عبدالله جمال سگرمه ودكتر دلشاد سعيد كارهاي خوبي ارائه داده اند ولي در كل
نمي توان آن را با مدرن جهاني مقايسه كرد . كلا موسيقي شرقي را به هيچ وجه نمي توان
با موزيك پاپ انگلستان يا با سمفونيك فيلا رمونيك آلمان مقايسه كرد چون آنها به هيچ
وجه از ربع پرده استفاده نمي كنند
موسيقي غربي چرا ربع پرده را قبول ندارد؟
ريشه هاي آن را مي توان در دوران يونان باستان يافت كه اعتقاد داشتندچيزي
شيطاني است كه وارد موسيقي شده وبايد به كلي از بين برود. الان كشورهاي شرق آسيا،
چين ، ژاپن و..... نيز براي اين كه موسيقي شان هم سطح موسيقي غربي شود از ربع پرده
استفاده نمي كنند. ولي در كل موزيك غربي با وجود كاملا مدرن بودنش تاثيري براحساسات
ما ندارد وآن جهاني بودني كه از آن دم مي زنند را قبول ندارم چون دنياي ما با آنها
كاملا متفاوت است .آنها با ديدي مغرضانه وظالما نه به موسيقي شرقي مي نگرند ما نمي
توانيم موزيك (خه ج وسيامه ند) يا به يت (سواره وبوكه خان ) يا (قه لاي دم دم) را
به صورت سمفونيك ارائه دهيم چون داراي ربع پرده هستند وآنها نيز به محض مشاهده ربع
پرده ديگر به آن گوش نمي دهند واين در حالي است كه آنها زماني از موسيقي ما به نفع
خود استفاده وحتي قسمتهاي از آن را در آورده ودر كارهاي خود استفاده كرده اند وبه
جرات مي توان گفت كه موسيقي فارس ، عرب، يوناني و........ با بهره گرفتن از موسيقي
ما به جايي رسيده كه هم اكنون هست
روند خلاقيت در موسيقي ما به چه شكلي بوده آيا اصلا
خلاقيتي در موسيقي ما شكل گرفته است؟
در مورد كردستان ايران از سال 57 به بعد خلافيت در موسيقي سير كند ونزولي
راطي كرده ولي به طور كلي قطع نشده است . بعد از حسن زيرك كساني چون رشيد فيض نژاد،
محمد خان ناهيدواستاد مجتبي ميرزاده را مي توان نام برد ولي دركل طي بيست سال گذشته
سطح خلاقيت به صفر رسيده است.
البته در اين جا بايد نوازنده، خواننده وخلاق را از هم جدا كرد .خلاق به كسي گفته
مي شود كه اثري نو را بيافريند وهمان طور كه اشاره كردم در طول بيست سال گذشته از
خلاقيتمان كاسته شده ويكي از دلايل آن عدم مكانها يا موسساتي بوده كه از هنرمندان
حمايت كند وديگري كوتاهي رسانه ها در عرضه ومعرفي آثار.
شما درزمينه موسيقي كودكان نيز كار كرده ايد اگر ممكن
است درمورد موسيقي كودكان توضيح دهيد؟
جدا از موسيقي كودكان اصلا به كودكان توجه مي شود اصلا چيزي به نام كودك در
جامعه ما وجود دارد . والدين ، جامعه ، همه وهمه كودكان را فراموش كرده اند وقتي كه
جامعه هنري سياست زده مي شود كودكان نيز فداي آن مي شوند ما فكر مي كنيم كه فقط
حرف، حرف ماست ، ما تصميم نهايي را مي گيريم ، چيزهاي خوب از آن وحق ماست وهيچ وقت
به اين فكر نمي افتيم كه آنها آينده سازان فرداي ما هستند . هيچ وقت براي كودكان
كار نكرده ايم فقط در طول 18 سال اخير استاد وريا احمد اوپرت هاي كوچكي انجام داده
است وهمين .
خوب دليل انجام ندان كار براي كودكان چيست ؟
يكي از دلايل آن سياست است ، گفتم كه جامعه هنري سياست زده است بعدهم كار
براي كودكان هزينه هاي خاص خود را چه زماني وچه اقتصادي در بر دارد فكر نمي كنم
منافعي را براي كسي هم در بر داشته باشد . گذشته از اينها هر كسي نمي تواند براي
كودك كار كند وهر اثري كه عرضه شود نمي توان گفت كه كار خوبي انجام شده، در تعداد
بي شماري از كارها ما مي خواهيم عقايد خود را به كودكانمان تحميل كنيم . مي خواهيم
آنها را در جهت منافع خودمان پيش ببريم ودر كل مي توان گفت كه عقلانيت ما به درجه
اي نرسيده كه بفهميم كودكان امروز آينده سازان فرداي ما هستند .
به نظر من كسي كه بخواهد كاري براي كودكان انجام دهد بايد دروني پاك وبي آلايش
داشته باشد و با روحيه اي كودك نيز آشنايي داشته باشد كه متاسفانه در جامعه ما
بسيار كم ويا اصلا وجود ندارد.
شما در سال 85 كتابي را با عنوان (له دلما يه) كه در
مورد آثاراستاد فيض نژاد است چاپ كرده ايد انگيزه شما از چاپ آثار فيض نژاد ؟
اولاً از خيلي وقت پيش آرزو داشتم كه آثار و زندگينامه استاد ميرزاده و فيض
نژاد را جمع و به چاپ برسانم كه متأسفانه تا زمانيكه استاد ميرزاده در حال حيات
بودند به دليل مشكلات زياد نتوانستم و همين نيز باعث شد كه هر چه زودتر آثار استاد
فيض نژاد را جمع آوري و به چاپ برسانم .
دوماً اگر تاريخ موسيقي كردستان ايران را بررسي كنيم مي بينيم كه در 50 سال گذشته
هيچ كس به اندازه فيض نژاد به موسيقي كردي خدمت نكرده است كارهاي ايشان شامل 1- حفظ
كردن و ضبط كردن ملودي و مقام هاي كردي 2- تنظيم و ضبط كردن آواز و مقام براي
خوانندگان كردستان 3- در بخش آهنگسازي ، ملودي هاي فراوان و ماندگاري ساخته اند 4-
تأسيس آموزشگاه موسيقي و آموزش كودكان 5- سرپرستي چندين گروه موسيقي مي باشد .
سوماً حفظ آثار استاد فيض نژاد و جلوگيري از دزديدن آنها . چون بيشتر آهنگهاي ايشان
را دزديده اند بدون اينكه نامي از استاد ببرند و فكر مي كنم يكي از اين دلايل هم
كافي باشد براي جمع آوري و چاپ آثار ايشان .
چاپ كتاب مشكلات خاص خود را دارد شما با اين مشكلات
چگونه كنار آمديد ناشر يا كس خاصي روي كار سرمايه گذاري يا حداقل حمايت مالي كرد ؟
نه خير ، من تمام كارها را خودم انجام دادم در صورتي هم كه كسي پيدا مي شدكه
روي آن سرمايه گذاري كند بايد قسمتي از كارهاي آقاي فيض نژاد سانسور مي شد من حتي
به اداره فرهنگ وارشاد اسلامي شهرستان سقزهم رفتم آنها بدون اينكه آثار را ببينند
جواب رد دادند چون از نظر آنان آقاي فيض نژاد فرد ي سياسي است وگفتند چنين كاري
امكان پذير نيست ومن مجبور براي چاپ كتاب به عراق رفته وبه انستيتو نزد مظهر خالقي
رفتم وطي صحبت هايي كه شد ايشان مي خواستند كه امتياز چاپ كتاب را بدون پرداخت
هزينه هايي كه من متحمل شده بودم به ايشان داده شود كه من موافقت نكرده وبعد از
مدتي دوباره مستقيما به(بزاف روشنبيري) كه در سليمانيه است مراجعه ودر رابطه با چاپ
كتاب با آنها صحبت كردم ، آنها هم گفتند كه تا 50 جلد حق چاپ داريم وبيشتر از اين
امكان پذير نيست وبعد از بحث وگفتگوي زياد قرارداد باشروط 1- پرداخت هزينه كل چاپ
به عهده خودم 2- 100 جلد كتاب به عنوان هديه به خودم بدهند3- 50 جلد براي( بزاف
روشنبيري)، بسته شد وديگر از كل هزينه ها وفعاليت هايي كه قبلا صرف آماده شدن كتاب
شده بود حرفي به ميان نيامد. تنها كاري كه انجام دادند اين بود كه بعد از چهار ماه
هزينه كل كتاب را بپردازم . البته مشكلات فقط به اين جا ختم نشد وبادردسر ومشكلات
فروان كتابها را بسته بندي و از طريق قاچاق به چومان برده واز آنجا به شهرستان سقز
آورديم و تازه شروع مشكلات جديد تر ي همچون توزيع كتابها و........ بود كه آن هم
لازم به گفتن نيست چون كما بيش همه از اوضاع بازار كتاب ومشكلات آن با خبر هستند
ولي به هر حال ما كتا بها را توزيع كرديم.
من خودم 130 جلد كتاب را براي آقاي فيض نژادرا با هزينه خودم با كمك آقاي حكيم زاده
پست كردم . به هر حال كساني كه خودشان اين كارها را انجام داده اند از مشكلات
وهزينه هاي زياد آن با خبر هستند.
اگر ما شما را نمي شناختيم وبه طور كامل از جريان كار با خبر نبوديم فكر مي
كرديم كه (بزا ڤ روشنبيري) تمام كارها را انجام داده وحتي هزينه هايي را كه صرف آن
كرده ايد به شما پرداخت نموده وحتي پاداشي هم به خاطر اينكه شما مشغول كار فرهنگي
وهنري هستيد به شما داده اند حتي من خودم دچار چنين تصوري شدم؟
نه خير ، به هيچ وجه ، اين را هم بايد اضافه كنم كه چند ماه از قرارداد با
(بزاف روشنبيري ) گذشته وبايد هزينه آنها را نيز كه حدود 000/640 هزار تومان است
پرداخت كنم واين در حالي است كه حتي نصف هزينه اي را كه صرف چاپ كتاب كرده ام از
فروش آن بدست نيامده است.
اما در مقدمه ي كتاب آقاي فيض نژاد تشكر وقدر داني
زيادي از (بزاف روشنبيري ) كرده بود به طوري كه من فكر مي كردم كه (بزاف روشنبيري)
آثار ايشان را جمع وبه چاپ رسانده است ، شما خبر داشتيد وخودتان كل مطالب را براي
چاپ در كتاب آماده كرده بوديد؟
بله خودم كل مطالب را آماده كردم ، ولي آقاي فيض نژاد زماني كه مطلع شده بود
(بزاف روشنبيري) كار چاپ كتاب را بر عهده گرفته نوشته اي سه صفحه اي در تعريف
وتمجيد آنها نوشته وبدون اطلاع من برايشان فرستاده بودآنها نيز بدون با مشورت با من
درمقدمه گذاشته بودند من نه تنها ازديدن آن خوشحال نشدم بلكه از اين كار خيلي تعجب
كرده وبا ايشان تماس گرفتم وگفتم شما كار من را نيز خراب كرده ايد وگفتم همه فكر مي
كنند كه آنها آثار شما را جمع وچاپ كرده اند در حالي كه كوچكترين هزينه اي صرف آن
نكرده اند فقط 100 جلد از كتاب را به عنوانم هديه به خودم داده وهزينه 50 جلد كتابي
را هم كه براي خودشان بر داشته اند من پرداخت نموده ام . متاسفانه آقاي فيض نژاد از
اينها خبر ندارد .
آنها به چشم يك آدم معمولي به اقاي فيض نژاد نگاه مي كنند وايشان را به عنوان
هنرمند خودشان قبول ندارند در حالي كه ميليونها دلار صرف كساني چون تاتليس وجمشيد
مي شود . واقعا جاي سوال است . آيا واقعا كسي نيست كه از اينها خبرداشته باشد؟
آياكسي نيست كه اينها را بگويد؟ آيا..........
گفتگو: سروه صائب
آبان ماه 1386