نظام سرمايه داري آثار و پيامدها

 

نظام سرمايه داري نظامي است که بر پايه تفکرات بشر عصر مدرن بنا شده است.

مفهوم سرمايه را نبايد با مفهوم ثروت يکسان فرض کرد چرا که تفکرات بشر مدرن به سرمايه معناي ديگري بخشيده است و موجب آن شده که معناي سرمايه داري با معناي ثروت اندوزي در اعصار گذشته تفاوت فاحشي داشته باشد؛ چرا که همان گونه که ذکر شد اين نظام بر پايه تفکرات ماديگرايانه بشر مدرن بنا شده است. درنظام سرمايه داري (که به علت حاکميت مطلق گرايانه سرمايه داري آن را نظام سرمايه سالار ناميده اند.) هدف غايي تحصيل سود حداکثري است و تمام مسائل ديگر بر محور اين مسئله معنا پيدا مي کند. اين بينش که متاسفانه در بخش عمده اي از جهان امروز حاکم شده به دنبال خود آثار و پيامدهايي را به دنبال آورده است که مي توان علت تمامي آن ها را در جدايي اين نظام با اخلاق دانست. در نگاهي اجمالي به شرح عوارض و آثار منفي و مخرب نظام سرمايه داري مي‌پردازيم. ۱- نگاه ابزاري به انسان: اين نوع نگاه به انسان که در نتيجه حاکميت اصل تحصيل سود حداکثري به وجود آمده سرمنشاء بسياري از ناهنجاري هاي ديگر جوامع مدرن امروزي و مقلدانشان در کشورهاي در حال توسعه مي باشد. نگاهي که در آن به انسان نه از بعد انساني بلکه به عنوان ابزار کار نگريسته مي شود و کرامت و ارزش انسان درآن به کلي پايمال ميگردد. ارزش انسانها در چنين حکومت هايي به انسانيت و زيباييهاي اخلاقي و فضائلشان نيست بلکه ارزش انسان در سودي خلاصه مي شود که طرف مقابل از برقراري رابطه با ديگري عايدش ميشود. در سايه چنين نگرشي است که کرامت انساني از بين رفته و تمامي فضائل اخلاقي بي ارزش مي‌شوند. و به عنوان مثال در نگاه سرمايه داري و مديران كمپاني‌هاي از زن به عنوان يک کالا و برده جنسي استفاده مي شود و شخصيت والا و لطافت روح زن در حد کالايي پست و دم دستي پايين آورده ميشود وبه زن نه به عنوان يک انسان داراي شخصت و کرامت انساني بلکه به ديد سوژه اي جذاب نگريسته مي شود که با استفاده از عکسهاي عريان و بعد جنسي زن در تبليغ کالاها فروش افزايش يابد و سود بيشتر را نصيب صاحبان سرمايه نمايد! و در اقدامي زشت تر از زن به عنوان کالايي براي تجارت استفاده مي‌شود. چرا که از اين رهگذر سود سرشاري را عايد تجار اين کالا! مي نمايد؛ و آيا رواست ارزش زن به عنوان يک انسان تا چنين حدي پايين بيايد؟ و آيا اين نوع برخورد با زنان يك نوع برده داري مدرن از طرف غرب محسوب نمي‌گردد؟ قابل ذکر است که بر طبق آمار امروزه تجارت زنان و دختران به عنوان يکي از پر سودترين تجارت ها در سراسر دنيا مطرح است. ۲- تجاوز به حريم طبيعت: از ديگر نتايج خطرناکي که سيطره سرمايه سالاري به دنبال دارد مسئله تجاوز به طبيعت است. گسترش آلودگي هاي زيست محيطي، همه بخش هاي طبيعت را متوجه خود ساخته است.آلودگي آبها در سراسر جهان، آلودگي زمين، آلودگي هوا، افزايش روز افزودن گازهاي گل خانه اي ونيز آلودگي صوتي از جمله مواردي است که در اثر توسعه صنايع و افزايش مصرف در سطح جهاني طبيعت و حيات را سخت محصور خود ساخته است. اقيانوس‌ها در نگاه بشر امروز به مثابه سطل‌هاي زباله غول پيکري هستند که همه روزه مقادير عظيمي زباله در آن ها تخليه ميشود گرچه اقيانوس هاي در چنين روندي مقداري از اين موارد را درون خود تجزيه مي‌نمايند ولي بي شک مقدار ورودي اين مواد بر مقدار تجزيه شده برتري چشم گيري دارد و ديگراينکه بسيار از اين زباله ها يا تجزيه ناپذيرند و يا دير تجزيه پذيرند و اين موجب بر هم خوردن اکوسيستم در دريا ها مي گردد که نتايجي مانند مرگ دسته جمعي آب زيان اختلال در زاد و ولد موجودات مرتبط با دريا و صد ها دست از اين مسائل را در پي دارد. آلودگي زمين جلوه ديگري از تجاوز بشر به حريم طبيعت است.از جمله اين موارد ميتوان به استفاده بي رويه از کودهاي شيميايي، علف کش ها و انباشت هزاران تن زباله در روز اشاره کرد. آلودگي هوا نمود ديگري از اسارت طبيعت در آلودگي است. هوا به خودي خود هيچ گونه ضرري را متوجه انسان نميکند. لکن امروز در هوا حاوي موادي مانند دي اکسيد سولفور حاصل از سوختن نفت، ذرات سرب ناشي از سوختن بنزين در خودروها، ذرات کربن حاصل از ترمز وسايل نقليه و... كه موجب آلودگي هوا اين نياز اوليه بشر شده است. در ذكر ساير انواع آلودگي مي‌توان به آلودگي امواج مخرب در اثر استفاده بي رويه از دستگاه‌هاي الكتريكي، آلودگي بصري اشاره كرد، كه شرح آن در اين نوشته نمي‌گنجد. ۳- داد وستدهاي کثيف: انگيزه کسب سود حداکثري و اصالت اين هدف باعث مي شود كه بشر معتقد به آن براي نيل به اين هدف از هر كالا، ابزار و وسيله‌اي سود جويد(.نكته قابل توجه اين كه اين‌گونه دادوستدها در راس تجارت‌هاي پرسود دنيا قرار دارد.) كه از اين طيف ميتوان به قاچاق مواد مخدرو اسلحه، قاچاق زنان و كودكان، توليد ابزار شكنجه، فيلم‌هاي گسترش دهنده خشونت و...اشاره كرد كه گرچه به بهاي از ميان رفتن همه ارزش‌هاي انساني، تزلزل بنياد خانواده و فساد و مضمحل كردن جوامع و كشت و كشتار انسان ها تمام مي‌شود و لكن از آن رو كه سود هنگفتي را براي صاحبان آن در پي دارد در نظام‌هاي سرمايه‌سالار قابل توجيه بلكه واجب انگاشته مي‌شود. به عنوان نمونه به بحث درمورد يكي از اين دادوستد ها مي‌پردازيم. نظام سرمايه داري استعماري جهت رونق كارخانه‌هاي بزرگ تسليحاتي و حفظ منافع مادي خود و از طرفي به منظور تسلط خود بر كشورهاي ديگر از رشد و توسعه آن‌ها و به منظور سركوبي و ارعاب حركت‌هاي مردمي عليه استعمار، تجارت شيطاني اسلحه و ابزار شكنجه را در صدر توليدات و صادرات خود قرار داده‌ و با كنار گذاشتن همه اصول اخلاقي و انساني بازار فورش و رقابت در خريد تسليحات كشتار جمعي را در جهان گسترش داده است. به طوريكه امروز به اصطلاح متمدين‌ترين و پيشرفته‌ترين جوامع غربي سازنده و فروشنده مخرب ترين سلاح‌هاي جهان‌اند. كشورهاي بزرگ كه نظام سرمايه‌داري در آن‌ها حاكم است و بزرگترين توليد كنندگان اسلحه ‌هاي مرگ افزا هستند به هيچ وجه در صدد كاهش و كنترل اين صنعت جهان‌سوز نيستند. ۴- اختلاف طبقاتي: آمار و اطلاعات حاصل از كشورهاي پيشرفته كه سيستم‌هاي سرمايه سالار بر اقتصادشان حكم‌فرماست به وضوح بيانگر توزيع نابرابر ثروت در اين گونه جوامع است. البته اين غير از اختلاف طبيعي و معقول كه به عنوان مثال بين دستمزد يك كارگر ساده و يك مهندس وجود دارد، اما اختلاف و شكاف مذكور حاصل از نظام سرمايه‌داري بيش از اين حد طبيعي است.بنابراين نمي‌توان تنها استعدادها و قابليت‌هاي فردي را عامل دستيابي به ثروت هنگفتي دانست كه موجب، ايجاد اختلاف طبقاتي در جوامع سرمايه سالار مدرن گشته است. مسئله اخلاق و عدالت و توزيع ثروت دراين جوامع فاقد ارزش ذاتي است و تنها آن هنگام مورد نظر قرار مي گيرد كه سود حداكثري سرمايه سالاران به بهترين وجه تامين شده باشد ويا بر اثر اعتصاب قشر تهي دست و در نتيجه توقف چرخه توليد تنها امر مقدس اين جوامع يعني سودجوئي حداكثري به مخاطره افتد؛ در چنين شرايطي است كه از سرريز سرمايه‌ي سرمايه داران سهمي هم براي اقشار مستضعف جامعه در نظر گرفته مي‌شود. ۵ – استعمار ملل ديگر: استعمار، رژيم سياسی و اقتصادی است که در يک سرزمين يا کشور، از طرف يک (يا چند) دولت خارجی، برقرار می شود و از اين رهگذر، دولت (يا دولت های) خارجی، نظامی را در آن سرزمين مستقر می سازند که بدون رضايت مردم از خارج بر آنان تحميل شده و هدف اصلی آن تامين منافع خارجيان و عمال آنان است. تمدن سرمايه سالار غرب در طول حياتش به منظور حفظ بقاء و توسعه خود به روش ها و ابزارهاي گوناگوني متوسل شده است. زماني كه غرب با بحران فضاي حياتي و كمبود منابع روبه رو شد به دنبال رفع اين نقيصه به اشغال و استعمار قاره آفريقا و آسيا پرداخت.وجدان‌هاي بيدار و آگاه در دنياي امروز هنوز شنواي ضجه ها دردناك و ناله‌هاي غمبار سياه پوستان آفريقا در زير صدمات وارده توسط استعمارگران پليد اروپايي هستند. هنوز زمان زيادي نمي گذزد از آن هنگام كه سفيد‌پوستان متمدن به مدنيت وحشي‌گونه غربي سياهي را از روي تمام ظالمان تاريخ زدودند. و به سركوب و به سركوب و كشتار وسيع سرخ‌پوستان بومي قاره آمريكا پرداختند اين‌ها مشت كوچكي است از خروار جناياتي است كه غرب مدرن با تكيه به نظام سرمايه داري و ليبراليسم در چند قرن اخير به آن دست آلوده است و قابل توجه اين كه جريان سرمايه داري غرب در اين عصر با ايده‌ها و روش‌هاي جديد و پيچيده با ظاهري زيبا و فريبنده با همان اهداف گذشته كه همانا دستيابي به منابع مادي و معنوي ملل ديگر به انگيزه توليد و تحصيل سود بيشتر است به غارت منابع ملل ديگر در ابعادي وسيع‌تر مشغول به كار است با اين تفاوت كه استعمار در اين عصر چهره عوض كرده و با پنهان شدن در لواي شعار هاي فريبنده اي مانند دموكراسي، حقوق بشر، مبارزه با خشونت و... همچون گرگي در لباس ميش در ابعادي وسيع تر به غارت و جنايات پيشين خود مشغول است. آنچه در اين مقاله كوتاه از نظر خوانندگان گذشت بخش بسيار مختصري از آثار سوء و مخرب نظام سرمايه‌داري مبتني بر تفكرات به اصطلاح مدرن و ليبراليستي است.آن‌چه كه شناختن آن براي ما مهم‌تر است اين است كه چه انديشه و ايدئولوژي ميناي اين انحرافات بزرگ تاريخ امروز بشر گشته است؟


هاوری شافعی

doost_g1383@yahoo.com